تبليغاتX
يك نفر از غبار مي آيد؟

يك نفر از غبار مي آيد؟

توپ، تانك، بسيجي ديگر اثر ندارد

دوستي با چنين مضموني مي گفت:

به عمر ميگن: تو كه نون و سركه مي خوري، شب رو زمين سفت مي خوابي، اهل زنبارگي هم كه نيستي، خب حكومت رو بده به علي(ع)

عمر ميگه: من از صداي پاي مردايي كه پشت سرم راه ميرن نمي تونم بگذرم...

 

دبكتاتور! اگه اسراييل به فلسطين ظلم مي كنه، تو مردم خودتو مي دري! منتظر باش كه دريده بشي...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

نمي دونم چقدر محمد كاظم كاظمي رو ميشناسين. ولي من تا اون جايي كه مي دونم شاعري هست بسيار قوي!

يه جايي يه شعر ازش ديدم و بسيار لذت بردم كه بي ربط به اين اوضاع هم نيست. خواستم شما رو هم از اين لذت محروم نكنم:


خيمه برچيده شب سرد، خروسان گفتند

سحر دهكده گل كرد، خروسان گفتند

همه گفتند و به تاكيد، كه آنك خورشيد

گر نديديد، ببينيد كه آنك خورشيد

 اي جماعت نه اگر بيش، كمي عار كنيد

كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد

سرفرازي نه متاعي است كه ارزان برسد

سحر آن نيست كه با بانگ خروسان برسد

سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس

سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس

 الغرض بيشتر از مائده مهمان ديديم

رمه آنقدر نديديم كه چوپان ديديم

شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود

آب اين جوي همان از ده بالا گل بود

آسيا بود، ولي راه عمل را گم كرد

آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم كرد

از درختي كه چنين است، نچيدن بهتر

از چنين راه، به منزل نرسيدن بهتر

ظاهراً مرده كه پوسيد كفن مي‌آيد

نوح اين قوم پس از غرق شدن مي‌آيد

 با چنين بي‌نفسان حرف و سخن بيهوده است

ما نمي‌ميريم پس فكر كفن بيهوده است

در كفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند

دست ما با تيغ از خاك برون خواهد ماند

  هر كه با عذر و بهانه است، خداحافظ او

هر كه پابسته خانه است، خداحافظ او

 چشم از آنسان نگشوديم كه خوابش ببرد

بند از آنگونه نبستيم كه آبش ببرد

خصم گفتند و دروغ است، كه ديگر گشته

آنچناني كه توان گفت ابوذر، گشته

دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است

اين همان قصه اسلام ابوسفيان است

مثل بيمار كه صد بار تب و نوبه كند

دم به دم توبه كند، بشكند و توبه كند

كفر كفر است اگر مسجد اگر قرآن است

خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

پاي اين طايفه جز در پي شيطان فلج است

قبله كج نيست، نمازي كه نخواندند كج است

 محو فرعون مشو، نيل شدن آسان است

سنگ پيدا كن ابابيل شدن آسان است

هر كه با عذر و بهانه است، بهل تا برود

هر كه پا بسته خانه است، بهل تا برود



+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ


كَرِهَ الْكَافِرُونَ

 

 

پ.ن: و خدايي كه در اين نزديكي است...



+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 


بالاخره پس از چند روز رييس جمهور منتصب جواب نامه ي انتصابگر رو داد! و حاضر شد با توجه به اصل 57 قانون اساسي، نه تابعيت از ولي فقيه و اينجور حرفا، رحيم مشايي رو عزل كنه. جوري كه حتي كيهان(عنايت بفرماييد: كيهان) به شدت از دست احمدي نژاد شكار بود. امروز هم كه كابينه رو منهدم كرد تا در همين چند روز باقيمانده دولت كريمه نيازمند به گرفتن راي اعتماد از مجلس باشه!




پ.ن: كي بود مي گفت نظرات بنده به نظرات آقاي احمدي نژاد نزديك تره!!؟



+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

آغاز تحول؟


هاشمي... هاشمي...


حمايتت مي كنيم




نهضت ادامه دارد...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

خدایا! فقط شاهد باش که داستان سقیفه بنی ساعده تکرار شد.... خدایا ! تو را به جبروتت قسم ميدهم داد ما را از این قدرت پرستان دیکتاتور، از این خوارج به ظاهر متدین بستانی...

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلک...اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

 

 

ا لیس الصبح بقریب؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

 

 

الله اكبر...

الله اكبر...والعاقبه للمتقين

 

 

 

 

پيش به سوي ايراني كه رييس

جمهوري صادق دارد...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

اندکی صبر... سحر نزدیک است...

 

چند نکته قابل توجه:

1) آيا نام رانت خواران ومفسدان اقتصادي از پيش  از انتخابات نهم رياست جمهوري در جيب ايشان نبود؟ چرا فقط گوشه هاي آن هنگام انتخابات بيرون مي آيد؟ مگر طي 4 سال قدرت اجرايي کشور و در اختيار داشتن اهرم‌هاي نظارتي چون وزارت اطلاعات، بازرسي ويژه رياست‌جمهوري و سازمان حسابرسي، رئيس‌جمهور نمي توانست به تخلفات مورد ادعا رسيدگي و پرونده آنان را  به دادگاه ارسال  كند؟


2) ادعاي ارسال نامه عذرخواهي بلر نخست‌وزير انگلستان به ايران و تاكيد بر وجود سند رسمي آن در وزارت امور خارجه چگونه با انكار دولت انگلستان و گفته اخير آقاي بلر سازگار است؟


3 (اين هجمه سنگين عليه هاشمي و دولت وي، در شرايطي که محمود احمدي‌نژاد تا روزهاي پاياني دولت هاشمي از مديران آن دولت بوده است و مکرر به تمجيد و از رئيس‌جمهور وقت پرداخته است، چه معنا و مفهومي دارد؟

4) چرا با وجود انکار هولوکاست توسط دکتر احمدي‌نژاد در سال نخست رياست‌جمهوري و پرداخت هزينه‌هاي سنگين، نماينده دولت ايشان در سازمان ملل به قطعنامه تأييد هولوکاست رأي مثبت داد و در اجلاس دوربان نيز هيأت ايراني از مخالفت با آن خودداري کردند؟

5) آقاي احمد‌ي‌نژاد ادعا كرده اند طي 4 سال اخير 320هزار تيتر توهين‌آميز عليه دولت موجود است كه اين رقم به اين معناست كه روزانه 255 تيتر در روزنامه ها عليه ايشان منتشر شده است!  با فرض پذيرفتن اين مدعا، آيا اين نشانه ضعف بيش از حد اين دولت نبوده است؟

6) با توجه به ادعاي دکتر احمدي‌نژاد مبني بربسته نشدن هيچ روزنامه‌اي توسط دولت ايشان، روزنامه شرق، مهم‌ترين روزنامه منتقد ايشان چرا دو بار در زمان دولت نهم توقيف گرديد و علت تعطيلي روزنامه هم‌ميهن و کارگزاران شکايت کدام ارگان دولتي بود؟

 

7) تا قبل از ورود آقاي موسوي به صحنه انتخابات آقاي احمدي نژاد 16 سال گدشته را انحراف از انقلاب مي دانست و پس از ورود ايشان 24 سال گذشته را. آيا ايشان با وجود منحرف دانستن انقلاب در زمان خود حضرت امام اساسا به انقلاب باور دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  | 

هو الحق...

 

هموطن!

اين چند خط را براي تو مي نويسم. براي تويي كه مي خواهي در انتخابات شركت نكني و تحريم را بهترين راه براي بهتر زيستن مي بيني. ممكن است هزار نوع توجيه هم داشته باشي: از قبل خودشان تعيين كرده اند، تقلب مي كنند، فكر مي كني اگر شخص ديگري بيايد اوضاع درست مي شود؟ حالا يك راي من چه اثري دارد؟ حوصله ندارم و ...

نمي دانم براي صحبت كردن با تو بايد از كجا شروع كنم؟ خودت خوب مي داني كه 4 سال گذشته با 4 سال هاي قبل خيلي فرق داشت. حتما خودت احساس كرده اي كه چقدر سخت گذشت. مي داني قيمت نفت در اين دوره قابل مقايسه با دوره هاي پيش نبود. با خبر هستي كه در دنيا چه موقعيتي داريم و اگر در جريان مسائل سياسي هم بوده باشي قطعا مي داني چقدر دروغ به خوردمان داده اند.

من هم از دلسردي و بي انگيزه بودنت خبر دارم. بدبين بودنت را مي فهمم. چرا كه من هم در كنار تو زيسته ام. اما كلاهت را قاضي كن! اگر خودت را كنار بكشي چيزي عوض مي شود؟ اگر به ركورد سفيد ماندن شناسنامه ات ادامه بدهي آيا به آينده ي اين آب و خاك و ساكنانش دهن كجي نكرده اي؟

هموطن! براي نجات خاك مقدسي به نام "ايران" لزومي ندارد اهل سياست باشي يا همه چيز و همه كس را قبول داشته باشي يا انتقادات فراوان نداشته باشي. تنها كافي است ايراني باشي! پس افكار منفي ات را با يك " يا علي" دور بريز و به اين گوشه گرفتني كه هيچ سودي ندارد پايان بده.

ما هيچ كدام آتش نشان نيستيم، ولي وقتي مي بينيم خانه اي كه در آن زندگي مي كنيم طعمه حريق شده است همه ليوان هاي كوچكمان را پر از آب مي كنيم تا سيلي راه بيندازيم و امان آتش را ببريم.

همخانه! ليوان آبت را دريغ نكن...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت   توسط هر چه ما را لقب نهند آنیم  |